آغاز به کار سایت "جمهوری سکوت"

گذشته های ناپیدایی ستمدیگانی را که هرگز روايت نشده چگونه ميتوان به دست آورد؟ پاسخ تقريبا روشن است: با سفر کردن به جمهوری سکوت. اگر ميخواهيم اربابِ آينده باشيم و اگر بر آنيم وراي اين وضعيتِ غير اخلاقي و دهشتناک گام بگذاريم، بايد آن قدر هنرمند باشيم که گذشتهي رخداده اما روايت نشده را در خلال سکوت دريابيم. هر انگشتي ميتواند شمعي باشد براي «گراميداشتِ گمشدگانِ تاريخ» و هر ناخن شعلهاي که ميتوان با آن «خرابآبادِ ستم» را به آتش کشيد و هر کلمه «مسيحايي» که با دمِ حياتبخشش نسيم بهشتي حيات و حقيقت و جاودانگي را در جان ما مي وزد.
به جز بخش های اصلی، بخشی وجود دارد تحت عنوان «هرچه ميخواهد دلِ تنگت بگوی». هرچه ميخواهد دلِ تنگت بگوی، فضايِ تهي و ناب و در واقع «سكوتگاه» است براي نفسکشيدن و براي ترجمة هر آنچه از نظر شما سكوت معنا ميدهد به «صدا» و به «زبان». اين بخش نه از نظري موضوعي محدوديت دارد و نه از حيث روشي و متدولوژيک. از نظر موضوعي هر کسی ميتواند، خاطره، تحليل، قطعاتِ ادبي، دوبيتي، قصههاي عاميانه، دلتنگيِ شان براي دوستان، براي خانواده، غمِ غربت، شور، هيجان، اطلاعاتِ علمي و «هرچه را دلِ تنگش ميخواهد» در اين بخش از «جمهوريِ سکوت» به يادگار بگذارد. هرچه ميخواهد دلِ تنگت بگوی» از آنِ همه است، صفحة خالي که شما ميتوانيد رد-نشانهاي «گذشته» را حک کنيد، «زبانِحال» تان را به «زبانِ قال» برگردانيد و يا تصويرِ «آينده» را به هر رنگ و هر طرح و مساحت و مسافتي که دلِ تان ميخواهد ترسيم نماييد. رواق منظر چشم ما ساکنان « ارض ملکوت سکوت» آشیانه شماست؛ کرم نموده آثار و دیدگاه های تان را به «جمهوری سکوت» ارسال نمایید که جمهوری سکوت خانة شماست.





جمعی از دانشجویان حقوق وسیاستیم که گاهگاهی در این سرا، اگر تاب بیاوریم وحوصله مان سر نرود می نویسیم، نه فقط مسائل مهم واساسی بل، هر آنچه که در ما نسبت به خود واکنش، شاید واکنش خاص ایجاد می نماید.