ابراهیم
ابراهیم

" در وجود انسان دردهایی هست که مثل خوره روح آدم را می خورند." زخمهایی هست که گاه گاهی دهان باز می کنند و درد را جاری می کنند تا دریا شود و انسان را در خودش گم کند. آنوقت دیگر دست خودت نیستی. مثل یک کشتی اسیر طوفان می شوی. هر لحظه می کوبدت به جایی. از عدم پر و خالی می شوی . همراهت می شود و با تو همه جا می آید. نیمه دیگر وجودت. درست مثل شکنجه گری که همیشه با زندانی باشد. حتی در خیالش. و مدام او را شکنجه دهد. تا به آنجا برسد که به او عادت کند. جزئی از هستی اش شود. هر دو یکی شوند. تو و درد هم همینطور می شوید. تو را از آن گریزی نیست. به او عادت می کنی. همدمت می شود. در گنجینه کوچک دلت جای می دهی اش. خود را جا می کند ، هر چه بزرگ باشد، و تو او را با جان پاسداری می کنی. کم کم درد می شود تو. جزئی از هستی ات. در اندامت خود را نشان می دهد. می لرزی. همیشه می لرزی. " ترس و لرز" مدام تو را می خلد. تا تو را از درد بزرگ خبر دهد. درد ابراهیم. آنگاه که اسمعیل را به قربان برد.پر از ایمان و خالی از شک. درد پدر. درد ایمان.
آیا ابراهیم آنگاه که خنجر بر گلوی اسمعیل نهاده بود،مهر پدری او را نجنباند؟ تا آهن یک سو نهد و فرزند در آغوش کشد؟ آیا ابراهیم مهر نمی شناخت؟ بی گمان می شناخت. که ابراهیم قهرمان بود و بسیار کارهای سترگ کرده بود. بتها شکسته و تبر بر دوش بت بزرگ نهاده بود. ابراهیم اینها همه را با ایمان کرد و با درد که خود در ایمان و درد حل شده بود. خود ایمان و درد بود.
ابراهیم قهرمان بود و کسان بسیاری خواستند که چون ابراهیم شوند. هر ساله فرسنگها راه پیموده اند تا به رسم ابراهیم در کعبه گوسفندی قربان کنند. اما تا درد نباشد ایمان نیاید و عبادت ابراهیم وار نشود. همچنان که نمازی چند گزاردن کس را به آیین محمد نیاورد. از پی صورت دویدن معنی نیارد. چه بسیار گوسفندانی که هر ساله گوسفندها کشته اند. اما وجدانهاشان چون بسته های یخ سوار بر بدنهاشان در صفا و مروه دویده اند.
ابراهیم اول ابراهیم شد. تا در امتحان آخر اسمعیل را قربان کند. چه مضحک است که گمان کنیم با عکس کردن معادله می شود ابراهیمی شد. یعنی اول قربانی کنیم بی آنکه ابراهیم گونه شویم.
جمعی از دانشجویان حقوق وسیاستیم که گاهگاهی در این سرا، اگر تاب بیاوریم وحوصله مان سر نرود می نویسیم، نه فقط مسائل مهم واساسی بل، هر آنچه که در ما نسبت به خود واکنش، شاید واکنش خاص ایجاد می نماید.