انتخابات افغانستان...
پرده دوم

واین بار حکایت، حکایت پرده دوم... پرده ای دیگر از یک تراژدی تمام عیار... آیا صرفاً با این انتخاب است که سرنوشت خود را تعیین میکنم؟ چه کسانی را تعیین میکنند تا بینشان انتخاب کنم؟ چه چیزی به این انتخاب بستگی دارد؟ چه کسی تعهد میکند که انتخاب ما به چه خواهد انجامید؟ آیا نوشتن یا ننوشتن نامی برکاغذ گویای مشروح آنچه احساس میکنم خواهد بود؟ آیا این انتخاب اساساً ربطی به احساس من و ما دارد؟ اگر خرد من بدل به خردی تنها و ذلیل و در خود مانده شود، اگر انتخاب دیگری مرا از خود ساقط کند آنوقت چه؟ اگر این انتخاب لفظ «ملت» را لوث کند آنوقت چه؟ من چه دستی بر دیگران دارم وقتی حتي نمیتوانم با آنها سخن بگویم؟ آیا این تصمیم من اهمیتی دارد؟ دستکم برای من؟ آیا چیزی هست که نخواهم بگذارم اتفاق بیفتد؟
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مهر ۱۳۸۸ ساعت 21:8 توسط دانشجو
|
جمعی از دانشجویان حقوق وسیاستیم که گاهگاهی در این سرا، اگر تاب بیاوریم وحوصله مان سر نرود می نویسیم، نه فقط مسائل مهم واساسی بل، هر آنچه که در ما نسبت به خود واکنش، شاید واکنش خاص ایجاد می نماید.