پرده دوم

انتخابات

واین بار حکایت، حکایت پرده دوم... پرده ای دیگر از یک تراژدی تمام عیار... آیا صرفاً با این انتخاب است که سرنوشت خود را تعیین می‌کنم؟ چه کسانی را تعیین می‌کنند تا بین‌شان انتخاب کنم؟ چه چیزی به این انتخاب بستگی دارد؟ چه کسی تعهد می‌کند که انتخاب ما به چه خواهد انجامید؟ آیا نوشتن یا ننوشتن نامی برکاغذ گویای مشروح آن‌چه احساس می‌کنم خواهد بود؟ آیا این انتخاب اساساً ربطی به احساس من و ما دارد؟ اگر خرد من بدل به خردی تنها و ذلیل و در خود مانده شود، اگر انتخاب دیگری مرا از خود ساقط کند آن‌وقت چه؟ اگر این انتخاب لفظ «ملت» را لوث کند آن‌وقت چه؟ من چه دستی بر دیگران دارم وقتی حتي نمی‌توانم با آن‌ها سخن بگویم؟ آیا این تصمیم من اهمیتی دارد؟ دست‌کم برای من؟ آیا چیزی هست که نخواهم بگذارم اتفاق بیفتد؟