وباز هم کوچیها...

گزارش تهاجم مسلحانه وغارت گری ‌كوچي نما‌ها طی هفته گذشته

پس از حدود دوماه تجمع کوچی نماها در مناطق بین وردک و بهسود و ناکام ماندن دو تهاجم نظامی که آنان در تاریخهای 12و17 /2/89 در ساحات خشکک تیزک و اطراف دشت گوله انجام داده بودند. در سومین تهاجم گسترده كوچي نما هاي مسلح، که روز شنبه 25/2/89 آغاز گردید حملات گسترده اي را به منظور چپاول و غارت اموال و کشتار مردم ولسوالی دايميرداد و در ساحاتی از تيزك، دايميرداد بالا و كجاب سفلي از توابع ولسوالی حصه اول بهسود و در بخشهایی از کجاب عليا از توابع ولسوالی حصه دوم بهسود تحمیل کردند. که هنوز هم سایه شوم شان در این مناطق گسترده است.
اين تهاجم با مقاومت سرسختانة مدافعان مردمي مواجه گرديد و تا پیش از ظهر روز یکشنبه 26/2/89 توانستند جلو هرگونه پیشروی کوچی نماها را سد نمایند ولی با توجه به تعداد انبوه جنگجویان شرکت کننده در صف دشمن که هویت آنان نیز نا معلوم بود، مدافعان مردمی مقاومت کم نظیری از خود به نمایش گذاشتند. مع الاسف این در حالی بود که به رغم هماهنگی های قبلی و وعده های برخی مناطق مبنی بر حمایت و دفاع عملی از این مردم، در این شرایط سرنوشت ساز، مدافعان جان برکف مردم این ساحات از هیج جایی دیگر حمایت نشدند و دریچه امیدی جز توکل بر ایزد متعال برای آنان باقی نماند. بالاخره در اواسط روز یکشنبه پس از تحمل فشار خستگی ناشی از ساعتها درگیری مدام و خونین و جنگ تن به تن با انبوه متجاوزین  مجهز به سلاحهای نا متعارف، در نهایت نیروهای مقاومت مردمی مجبور به عقب نشینی گردیده و از ترس دست یابی دشمن وحشی به نوامیس بی پناه شان به فکر بیرون بردن اطفال، زنان و پیرمردان از معرکه افتادند و به آن اولویت دادند، که با این وجود باز هم تعدادی از افراد معلول و سالخورده در دام کوچی نماهای جلاد گرفتار گردیدند که پس از گذشت یک هفته هنوز از سرنوشت حد اقل پنج تن از آنان خبری در دست نیست.
 بر اساس گزارش ها، تهاجم اخیر کوچی نما ها بر خلاف سالهای قبل بدون همراه داشتن مواشی و رمه و تنها با استفاده از تجهیزات نظامی و ماشین های دادسون، موتورسیکلت، و اسب صورت گرفته است و نکته دیگری که بر ابهامات این تهاجم می افزاید این است که شامگاه روزشنبه پس از پرواز و گشت زنی جنگنده های مجهول الهویه بر فراز سنگرهای مقاومت مردمی و همزمان با پرتاب منور «فشنگ» از سوی این هواپیماها شدت درگيري ها به اوج خود میرسد.
 گفتني است درگيريهاي فوق در ساحات؛ جنگل كوه، كوه ماله، سياكوه، تختكي، تنابيد، دره گرماب سيدا، كوه منصور، گيدرگان، و دشت بيني‌كمر از توابع «ولسوالي دايميرداد» ونیز در ساحات بولوجاي، خشكك، سر خربید، کوه نالگگ، کوه قاده آپای، و قسمت های شمالی دشت گوله از توابع «ولسوالی حصه اول بهسود» گزارش مي شد. که در روز یکشنبه دامنه ی شدت درگیری ها پس از سقوط مناطق یاد شده به مناطقی دیگری در ساحاتی از؛ کجاب علیا، اطراف غربی دشت گوله، اسپی کوه، از توابع «ولسوالی حصه دوم بهسود» نیز کشیده شد.
این تهاجم که به گفته ی شاهدان عینی و به اعتراف معاونت امنیتی ولایت میدان، با استفاده از انواع سلاحهاي غیر متعارف و پیشرفته از سوی کوچی نماهای مسلح صورت گرفت تا کنون باعث آوارگی تمامی اهالی بی دفاع این مناطق و شهادت 7 تن و مجروح شدن 5 تن گردیده است که زنان و کودکان نیز جزو مجروحین می باشند این در حالی است که از سرنوشت 5 تن دیگر هنوز اطلاعی در دست نیست.
به آتش کشیدن ده ها قریه و تخریب مزارع و علفچرهای مردم این ساحات و به یغما بردن کلیه اموال، اسباب ، وسایل و ما یحتاج زندگی روستائیان این مناطق از دیگر جنایتهایی است که به میزان گسترده و حیرت انگیز، سبوعانه به دست کوچی نماهای مسلح انجام یافته است به قسمی که بسیاری از شخصیت های مهم سیاسی و جمعی از اعضای شورای ملی با انتشار بیانیه های جداگانه به تقبیح این جنایت پرداختند و عمق بیش از حد فاجعه در حدی بود که چنان فضای نفرت از این عمل وحشیانه کوچی نماها را در پی داشت که حتی متعصب ترین مقامات دولت کرزی نیز که متهم به حمایت از کوچی های جانی است نیز سکوت در برابر این همه جنایت کوچی نماها را به مصلحت خویش ندیدند و به ناچار زبان به محکومیت آن گشودند که آقای حنیف اتمر وزیر داخله کرزی از آن جمله می باشد. که این نه از سر دلسوزی افرادی مثل ایشان بلکه حاکی از عمق بی سابقه این فاجعه می باشد.
گرچه هنوز آمار دقیق خسارات مالی وارده بر صدها باب منزل مسکونی، مدارس دینی، مساجد، حسینیه ها، و مکاتب و کلنیکهای موجود در این مناطق و ابنیه نگهداری دام، علوفه، و دکانهای مردم و نیز مزارع و درختان مثمر و غیر مثمر بررسی نشده است ولی گفته می شود بین 80 تا 100% تخریب شده است. که در اثر آتش زدن و تخریب کوچیها این حجم وسیع از خسارات وارد آمده است. بر اساس گزارشهای واصله کوچی ها سیاست زمین سوخته را در این مناطق به وسعت تمام به اجرا گذاشته اند. به گفته شاهدان عینی که در قالب نیرو های به اصطلاح صلح دولت کابل و یا اردو و پلیس ملی در این مناطق اجازه حضور یافته اند کوچی های وحشی به چپاول و تخریب بسیار بی سابقه و گسترده اموال و مزارع و باغات مردم دست می زنند در حالی که قطعات اردوی ملی نیز یا در پی دستورات مقامات بالا بی تفاوت اند و یا توان ممانعت از این غارتگری کوچی نماهای مسلح را در خود نمی بینند.!
گفتنی است به رغم تلاشهای سیاسی چند روز اخیر و فیصله نامه ها و فرمانهای مبنی بر خروج بدون قید و شرط متجاوزان کوچی، تا این تاریخ نشانه ای از تخلیه این مناطق از سوی افراد مسلح کوچی مشاهده نمی شود. بلکه در برخی مناطق به زورگویی و شرارت نیز ادامه میدهند. لازم به ذکر است طبق اخبار واصله پس از عقب نشینی مدافعان مردمی در هفته گذشته فعلا جبهه مقاومت مردمی در منطقه کجاب علیا و برخی نواحی دیگر شکل گرفته و مدافعان عزت مردم در حال تقویت آن می باشند تا در صورت تعلل مضاعف کوچی ها بر عدم خروج از مناطق تحت اشغال و یا هرنوع توطئه جدید از سوی آنان به مقابله و دفاع از حقوق مردم مبادرت ورزند.
در پایان یاد آور می شود که گرچه این فاجعه ی تلخ از ابعاد مختلف قابل تامل و بررسی است ولی چند نکته حائز اهمیت است:
1- اين ابهام براي مردم افغانستان بی پاسخ است كه اين حجم انبوه نيروي مسلح كوچي که به اعتراف خود ارگانهای امنیتی دولت، کوچی ها در این تهاجم مجهز به سلاحهای پیشرفته و غیر متعارف بوده اند. چگونه از مناطق تحت سيطرة ادارات امنيتي و پست هاي نظامي و انتظامي دولت كرزي كه در مسير راه آنان استقرار دارند عبور نموده و تردد شان ممكن گرديده است؟ و یا با چراغ سبز چه كساني آزادانه اجازه عبور، تجهیز و تهاجم يافته اند.؟!
2- فرماندهی شرارتهای مسلحانه کوچی نماها در این سالها توسط عنصر مرموزی چون «نعیم کوچی»؛ کسی که در سال 1377 از فرماندهان مطرح و مهم تهاجم نظامی طالبان در همین مناطق از هزاره جات بود وی کسی است که پس از سقوط طالبان سر از گوانتنامو در آورده و اندکی بعد مجددا سرکردگی کوچی های مهاجم را به عهده گرفت. و اکنون از نزدیکترین مشاوران و همکاران کرزی نیز به شمار می رود. او کسی است که فرزندش «نعیم ذوی» در درون خانه ملت به حیث نماینده مردم کوچی عضو شورای ملی نیز می باشد.؟!